قرآن ناطق(عج)
تعدد زوجات

236 - اجازه تعدد زوجات در قرآن و حکمت آن

نویسنده : زهرا رستگار

اجازه تعدد زوجات در قرآن و حکمت آن آیا در قرآن آیه‏اى وجود دارد که به مردان اجازه ازدواج با چند زن را داده باشد؟ شرایط آن چیست؟ آیا این قانون دست مردان هوسباز را باز نمى‏کند؟ حکمت این قانون چیست؟ جهت پاسخ به این پرسش باید دانست؛ قبل از اسلام برخى از مردم، دختران […]

اجازه تعدد زوجات در قرآن و حکمت آن

آیا در قرآن آیه‏اى وجود دارد که به مردان اجازه ازدواج با چند زن را داده باشد؟ شرایط آن چیست؟ آیا این قانون دست مردان هوسباز را باز نمى‏کند؟ حکمت این قانون چیست؟

جهت پاسخ به این پرسش باید دانست؛ قبل از اسلام برخى از مردم، دختران یتیم را جهت تکفّل و سرپرستى به خانه خود مى بردند و بعد با آنها ازدواج کرده و اموال آنها را هم تملّک مى کردند و چون همه کارها دست آنان بود حتى مهریه آنها را هم کمتر از معمول قرار مى دادند و هنگامى که کمترین ناراحتى از آنها پیدا مى کردند، به آسانى آنها را رها مى ساختند. در این هنگام آیه نازل شد: «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً»؛نساء (۴)، آیه ۳٫؛ «اگر مى ترسید به هنگام ازدواج با دختران یتیم رعایت حق و عدالت را درباره حقوق زوجیت و اموال آنان ننمایید و به سراغ زنان دیگر بروید، از آنها دو نفر یا سه نفر یا چهار نفر به همسرى خود انتخاب کنید اما اگر مى ترسید عدالت را رعایت ننمایید تنها به یک همسر اکتفا کنید».
مقصود از عدالت در این آیه شریفه، یکسانى تمایلات قلبى و عواطف درونى نیست؛ بلکه منظور رعایت حقوق زناشویى و اقتصادى و نیز ابراز عواطف است. با این وجود باید توجه داشت:
۱٫ اصل در ازدواج همان طور که استاد شهید مطهرى در کتاب نظام حقوق زن در اسلام خاطرنشان مى سازد، تک همسرى است و قانون چند همسرى در شرایط معمول توصیه و ترغیب نشده است.
۲٫ قانون چند همسرى و تعدّد زوجات مقتضاى آیات صریح قرآن است و نسخ نشده و از احکام جاودانى اسلام است. اصل در تمام احکام و قوانین، ابدیّت و ماندگارى است مگر آنکه دلیل قطعى بر نسخ یا تغییر آن آورده شود.
۳٫ قانون تعدّد زوجات، به خاطر شرایط خاص اجتماعى یا ضرورت هاى اجتماعى وضع شده است نه براى هوس رانى مردان. البته همیشه بعضى افراد وجود دارند که از قانون سوء استفاده مى کنند، در چنین مواردى، باید جلوى سوء استفاده ها را گرفت و راهکار مناسب براى موارد ضرورى ارائه کرد.
یک. پیشینه تعدد زوجات
چند همسرى ریشه اى کهن در میان جوامع مختلف بشرى و ادیان پیش از اسلام دارد Sheriff, A.H. Why Polygamy is Allowed in Islam; pp.8-02, A Group Of Muslim Brothers, Tehran, P.B.5422 بنابراین، ابتکار اسلام در این باره، این است که آن را محدود ساخت و شرایط سنگینى از جهت اخلاقى، اقتصادى و … بر آن حاکم کرد و بدون تحقّق آن شرایط، چند زنى را غیرمجاز اعلام نمود. تا این کار سبب تجاوز به حقوق زنان و اسباب هوسرانى مردان نگردد.

دو. چرایى چندهمسرى
در رابطه با چرایى چندزنى، علل مختلفى ذکر شده جهت آگاهى بیشتر نگا: مطهرى مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام، صص ۲۹۵ – ۳۱۳، قم: صدرا، چاپ سى و پنجم ۱۳۸۲٫ که به جهت اختصار به دو عامل اشاره مى شود:
۱٫ فزونى زنان آماده ازدواج بر مردان
در طول تاریخ و در غالب جوامع به طور معمول تعداد زنان آماده ازدواج، از مردان افزون تر است.
آگبرن و نیم کوف مى نویسند: «در سال ۱۸۰۵ در میان ۲۳۰۰۰ تن از سرخ پوستان «دشت هاى بزرگ» (Great Plains)، در برابر هر ۱۰۰ زن تنها ۴۴ مرد وجود داشتند»W.F. Oghborn. & M.F . Nimkuff, Sociology, Boston, 8591, p.585. (ق) ا.ح. آریانپور، زمینه جامعه شناسى، (تهران، دهخدا، ۱۳۴۷)، ص ۳۳۱٫ .
«فرقه آمریکایى مورمون (Mormon) نیز که چند زن گیرى را روا مى داند، در گذشته بارها دچار کمبود مرد شده است. براى مثال در سال ۱۸۷۰ در بین مورمون هاى سه ناحیه از استان یوتا (Utah) 956 زن در برابر ۸۵۴ مرد وجود داشت»(ق) همان Ibid. .
برتراند راسل مى نویسد: «در انگلستان کنونى بیش از دو میلیون زن اضافه بر مردان وجود دارد که براى ایشان محرومیت بزرگى است»مطهرى مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۳۱۸، به نقل از: برتراند، راسل، زناشویى و اخلاق، ص ۱۱۵٫٫
«براساس برخى از آمارهاى منتشره، چندى پیش در روسیه، جمعیت زنان ۲۱ میلیون نفر بر مردان فزونى دارد» Why Polygamy Is Allowed In Islam, P.62.
بنابراین تکیه بر «تک همسرى»، باعث مى شود در چنین شرایطى، همواره تعدادى از زنان از نعمت ازدواج محروم بمانند؛ در حالى که با جواز چند همسرى، مى توانند از داشتن شوهر و کانون خانواده و آثار مهم آن بهره مند گردند.
همواره بر اثر حوادث اجتماعى – مانند جنگ ها – تعداد بیشمارى از مردان تلف مى شوند و همسران آنان بى سرپرست مى گردند. همچنین غالباً تصادفات، غرق شدن ها، سقوطها، زیر آوار ماندن ها و … تلفات بیشترى را متوجه جنس مرد مى کند. طبیعى است در این موارد، شمار زنان آماده به ازدواج بر مردان فزونى پذیرد. «در اروپا در خلال سى سال جنگ و خونریزى در دو جنگ جهانى، مردان زیادى کشته شدند؛ به طورى که عدد مردان براى ازدواج با دوشیزگان و بیوه زنان کفایت نمى کرد. تنها در آلمان غربى شش میلیون زن وجود داشت که نمى توانستند شوهرى براى خود پیدا کنند. برخى از آنان از دولت درخواست کردند قانون جواز چندهمسرى را به تصویب رساند تا در پناه ازدواج قانونى، هم از امنیت اجتماعى و تأمین اقتصادى بهره مند شده و هم نیازهاى غریزى آنان به طور سالم در کانون خانواده ارضا گردد. با مخالفت کلیسا چنین خواسته اى برآورده نشد، در نتیجه تأمین نیازها و ارضاى غرایز، بسیارى از آنان را به روسپى گرى و روابط حاشیه خیابان ها کشاند» op.CiT, .P 42. و در پى آن فساد و بزهکارى در آلمان، به شدّت رواج یافت.


مقاومت بیشتر زنان در برابر بیمارى ها و عوامل هورمونى و … موجب فزونى تعداد آنان در برابر مردان مى شود. مطالعات مختلف نشان مى دهد، جنس زن در دوران جنینى، کودکى و به ویژه دوره پیش از بلوغ، در برابر بیمارى هاى عفونى مقاوم تر از جنس مرد است و شرایط نامناسب و رنج آورى همچون کمبود مواد غذایى و سوء تغذیه، پسران را بیش از دختران تحت تأثیر قرار مى دهد، و در کل، مرگ و میر زنان نسبت به مردان در برابر بیمارى ها کمتر است هادى حسینى و دیگران، کتاب زن، تهران: امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۸۱، صص ۱۱۵ – ۱۱۴ ؛ به نقل از اصول علم تغذیه، ص ۱۲۸٫٫
نکته دیگر اینکه هورمون هاى مردانه، باعث بروز رفتارهاى خشن، تهاجمى و جنگى مى شوند که در نهایت به درگیرى و صدمات بدنى و مرگ مى انجامد. در حالى که هورمون هاى زنانه، آرام بخش اند و رفتارهاى صلح جویانه را تقویت مى کنند. همچنین تستوسترون Testostrone.، (هورمون مردان) و استروژن ها Progestrone & Estrogene.، (هورمون هاى زنانه)، اثرات متفاوتى بر سطح کلسترول Chlostrole. و تعداد گلبول هاى قرمز خون (هماتوکریت) Hematocrite. مردان و زنان دارند و بر اثر همین اختلاف هورمونى بین زن و مرد و پیامدهاى ثانوى ناشى از آن، نسبت مرگ و میر مردان در سن ۱۵ – ۲۵ سالگى حدود ۴ – ۵ برابر زنان در همین محدوده سنى است. بنابراین هورمون ها و نقش متفاوت آنها در مرد و زن، یکى از عوامل مطرح در مرگ و میر و تفاوت طول عمر آنها است.کتاب زن، ص ۱۱۷ – ۱۱۶٫
د. بلوغ جسمى و جنسى دختران، به طور معمول چندین سال پیش از پسران است و در طول زمان، همراه با رشد جمعیت بشرى، باعث مى شود که در جامعه تک همسرگرا، همواره انبوه کثیرى از زنان با مشکل روبرو باشند.
۲٫ از نظر روان شناسى
تفاوتى اساسى بین ساختار روانى و گرایش ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. برخى از دانشمندان مانند مرسیه Dr. Mercier, See: Conduct And Its Disorders Biologically Considered,P.242 – 3. ، ویل دورانت، اشمید، دونتزلان، راسل لى و … معتقدند: زنان به طور طبیعى «تک همسرگرا»Monogamous. مى باشند و به طور فطرى از تنوع همسر گریزانند. آنان خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفى و عملى یک مرد مى باشند. بنابراین تنوع گرایى در زنان، نوعى بیمارى است؛ ولى مردان تنوع گرا و «چندزن گرا»Polygamous. هستند.
دکتر اسکات G.R.Scott. مى گوید: «مرد اساساً چند همسرگرا است و توسعه تمدّن، این چندهمسرگرایى طبیعى را توسعه بخشیده است Why Polygamy Is Allowed In Islam, P.52, Quoted From: History Of Prostitution, P.12. ؛ جهت آگاهى بیشتر نگا: مرتضى مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، صص ۳۲۷ – ۳۳۰٫
البتّه این عامل از اهمیت عامل نخست برخوردار نیست. آنچه کاملاً باید جدّى گرفته شود و براى آن چاره اندیشید، همان عامل نخست است.

سه. راه حل
در برابر این واقعیات، سه راه وجود دارد:
۱٫ همیشه تعدادى از زنان، درمحرومیت کامل جنسى به سربرند! چنین چیزى فاقد توجیه منطقى است؛ زیرا به معناى سرکوب غریزه و نیاز طبیعى گروهى از انسان ها و نوعى ستم بر آنان است. افزون بر آن در سطح کلان و در طولانى مدت، شدنى نیست. به عبارت دیگر سرکوب غریزه، در نهایت به سرکشى و طغیان آن خواهد انجامید. تجربه آلمان و بسیارى از دیگر کشورهاى غربى، شاهد این مدعا است.
استاد مطهرى در این باره مى نویسد: «اگر عدد زنان نیازمند بر مردان نیازمند، فزونى داشته باشد، منع تعدّد زوجات خیانت به بشریت است؛ زیرا تنها پایمال کردن حقوق زن در میان نیست … بحرانى که از این راه عارض اجتماع مى شود، از هر بحران دیگر خطرناک تر است. همچنان که خانواده از هر کانون دیگر، مقدّس تر است… .
زنان محروم از خانواده نهایت کوشش را براى اغواى مرد – که قدمش در هیچ جا این اندازه لرزان و لغزان نیست – به کار خواهند برد. و بدیهى است که «چو گل بسیار شد پیلان بلغزند» و متأسفانه از این «گل» مقدار کمى هم براى لغزیدن این پیل کافى است.
آیا مطلب به همین جا خاتمه پیدا مى کند؟ خیر. نوبت به زنان خانه دار مى رسد. زنانى که شوهران خود را در حال خیانت مى بینند. آنها نیز به فکر انتقام و خیانت مى افتند و در خیانت دنباله رو مرد مى شوند. نتیجه نهایى در گزارشى – که به «کینزى راپورت» مشهور شده – در یک جمله خلاصه شده است: «مردان و زنان آمریکایى در بى وفایى و خیانت، دست سایر ملل دنیا را از پشت بسته اند» مرتضى مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۳۳۴٫٫
۲٫ گزینه دیگر این است که راه روابط نامشروع و روسپى گرى و کمونیسم جنسى، گشوده و جامعه به فساد کشیده شود. این همان راهى است که عملاً غرب مى پیماید: نتیجه این رفتار ناهنجار را مى توان در گزارش دکتر اسکات – مأمور پزشکى شهردارى لندن – مشاهده کرد. در گزارش او آمده است: «در لندن از هر ده کودکى که به دنیا آمده اند، یکى غیرمشروع است! تولدهاى غیرقانونى در حال افزایش دائمى است و از ۳۳۸۳۸ نفر در سال ۱۹۵۷ به ۵۳۴۳۳ نفر در سال بعدى افزایش یافته است»همان، ص ۳۲۴، به نقل از: اطلاعات، مورخه ۲۵/۹/۳۸، رویتر ۱۶ دسامبر، خبرگزارى فرانسه.. البته این آمارهاى پنجاه سال پیش است و در زمان معاصر رشد تصاعدى داشته است، چنان که یکى از بحران هاى مهم آمریکا را «بحران ابوّت» مى دانند و نسبت پدر و فرزندى بسیار گم شده است.
۳٫ راه سوم این است که به طور مشروع و قانون مند، با قیود و شرایطى عادلانه، راه چند همسرى گشوده شود. دین مبین اسلام این راه را – که حکیمانه ترین و بهترین راه است – گشوده و اجازه چندزنى را به مردانى مى دهد که توانایى کشیدن بارسنگین آن را به نحو عادلانه دارند و دستورات اکیدى در این زمینه براى آنان وضع کرده است. این روش در واقع حقى براى زن و وظیفه اى بر دوش مرد ایجاد مى کند و نه تنها به ضرر زنان نیست؛ بلکه بیشتر تأمین کننده مصالح و منافع آنان است.
برخى از شرایط و توصیه هاى اسلام در این باره، عبارت است از:

الف. رعایت محدودیت
اسلام گستره چندهمسرى را محدود ساخته و تا چهار نفر تقلیل داده است. قرآن مجید در این باره مى فرماید:«فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ …»؛ نساء (۴)، آیه ۳٫ ؛ «با زنان پاک ازدواج کنید، دو یا سه یا چهار همسر …».

ب. رعایت عدالت
قرآن مجید در اهمیت اصل عدالت در رابطه بین همسران مى فرماید: «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً»؛همان. ؛ «اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید، پس تنها یک همسر اختیار کنید».
امام صادق علیه السلام مى فرماید: «کسى که دو زن داشته باشد و در تقسیم رابطه خود با همسر و تقسیم مالى بین آنها به عدالت رفتار نکند، روز قیامت – در حالى که دست هایش بسته و نیمى از بدنش به یک طرف کج شده است – آورده و به آتش داخل مى شود» محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۲۷۰، ح ۷۹۱۳٫٫
استاد مطهرى مى نویسد: «اسلام براى شرط عدالت، آن قدر اهمیت قائل است که حتى اجازه نمى دهد مرد و زن دوم، در حین عقد توافق کنند که زن دوم در شرایطى نامساوى با زن اول زندگى کند؛ یعنى، از نظر اسلام رعایت عدالت تکلیفى است که مرد نمى تواند با قرار قبلى با زن، خود را از زیربار مسئولیت آن خارج کند» مرتضى مطهرى، حقوق زن در اسلام، ص ۴۱۸٫٫

ج. تأمین مالى
از دیدگاه اسلام نفقه زوجه بر عهده مرد است؛ از این رو کسى که نمى تواند نیازمندى هاى همسران متعدد را تأمین کند، نباید به چندهمسرى روى آورد.

د. تأمین عاطفى و جنسى
امام صادق علیه السلام فرموده است: «هر که آن قدر زن بگیرد که نتواند با آنها نزدیکى کند و در نتیجه آن، یکى از همسرانش مرتکب زنا شود، گناه این کار برگردن او است» میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۲۷۲، ح ۱۷۹۱۵٫٫

امتیاز راهکار اسلام
خانم بیزانت Annie Besant. مى نویسد: «گفته مى شود که در غرب تک همسرى است؛ اما در واقع چندهمسرى است بدون مسئولیت پذیرى! همین که مرد از زن سیر شد، او را رها مى کند. او نیز کم کم زن کنار خیابانى خواهد شد؛ زیرا نخستین عاشق دلداده اش هیچ مسئولیتى در برابر آینده او ندارد.
وضع زنى که به عنوان یک همسر و مادر، در خانه اى چندهمسرى پناه گرفته، صد بار بهتر از این است. وقتى هزاران زن بدبخت را مى بینیم که شبانگاه در خیابان هاى شهرهاى غرب پرسه مى زنند، به یقین درمى یابیم که غرب نمى تواند اسلام را به جهت چندهمسرى سرزنش کند. براى زن بسى بهتر، خوشبختانه تر و محترمانه تر است که در چندهمسرى اسلامى زندگى کند و تنها با یک مرد اشتراک زندگى پیدا کند، فرزند قانونى خود را در آغوش گیرد و همه جا مورد تکریم و احترام باشد؛ تا اینکه هر روز توسط این و آن اغوا شود و احتمالاً با فرزندى نامشروع کنار خیابان رها گردد! نه تحت حمایت قانون باشد و نه پناهگاه و مراقبتى داشته باشد و هر شب قربانى هوس رهگذرى گردد» Why Polygamy Is Allowed In Islam, PP. 33 – 43.
آیزاک تایلور Rev, Canon Issac Tylor LL.D. – در سخنرانى خود درباره «محمدیسم» Mohamedanism. در کنگره کلیسا در «ولورهامپتون» Wolverhampton (On 7th October, 7881). – اعلام کرد: «چندهمسرى نظام یافته و محدود سرزمین هاى اسلامى، بى نهایت بهتر است از چندهمسرى لجام گسیخته اى که نکبت جوامع مسیحى است و نمونه آن اصلاً در اسلام شناخته شده نیست»The Times, London, Saturday, 8th Oct. 7881. Quotedin:Wly Polygamy Is Allowel In Islam, PP. 53 – 6.
روحانى مسیحى اودوتولا Rev. Odotulla. – در کنفرانسى در تورنتو Toronto. – اظهار داشت: «غرب با ممنوعیت چند همسرى، منافقانه عمل مى کند؛ چرا که با طلاق هاى مکرّر همان را (-( در طول زمان)-) عملى مى سازد».
بنابراین تک همسرى غرب، چیزى جز چند همسرگرایى بى ضابطه و مسئولیت گریزانه نیست. اما چه نیکوست این اعتراف غربى ها را هم بخوانیم که اسلام، در قالب چند همسرى بهنجار خود، عملاً تک همسرى را حفظ نموده است.
رابرت ا.هیوم مى نویسد: « … برخى از محقّقان معقول نشان مى دهند که (-( حضرت)-) محمد صلى الله علیه وآله روى هم رفته موقعیت زنان را ارتقا بخشید و به آنها مرتبه اى از آزادى اقتصادى داد که هنوز در پاره اى از کشورهاى غربى و یا به اصطلاح مسیحى تا آن حد به زنان، آزادى اقتصادى داده نشده است و براى چندهمسرى نامحدود – که تا آن زمان به دلخواه انجام مى شد – حد و مرزى مقرّر داشت که بسیار لازم و نافع بود.
رسم دخترکشى را – که در عربستان آن روز کاملاً رواج داشت – به کلّى برانداخت و بالاخره اینکه حکم تعدّد زوجات را تنها در صورتى مجاز دانست که شوهر، بتواند با تمامى همسران خود با عدالت کامل رفتار کند. او عملاً تک همسرى را رواج داد» رابرت ا. ، هیوم، ادیان زنده جهان، ترجمه: دکتر عبدالرحیم گواهى، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ هفتم، ۱۳۷۷، ص ۳۰۶٫٫
استاد مطهرى در این باره مى نویسد: «تعجّب مى کنید اگر بگویم تعدّد زوجات در مشرق زمین، مهم ترین عامل براى نجات تک همسرى است. مجاز بودن تعدّد زوجه، بزرگ ترین عامل نجات تک همسرى است … در شرایطى که موجبات این کار فراهم مى شود و عدد زنان نیازمند به ازدواج فزونى مى گیرد؛ اگر حق تأهل این عدّه به رسمیت شناخته نشود و به مردان واجد شرایط اخلاقى، مالى و جسمى، اجازه چند همسرى داده نشود؛ دوست بازى و معشوقه گیرى، ریشه تک همسرى را مى خشکاند» مرتضى مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۳۳۰٫٫
در اینجا ممکن است سؤالى دیگر پدید آید و آن اینکه چرا چند شوهرى مجاز نیست؟ جواب آن است که:
۱٫ عمده ترین علت چند زنى – که فزونى تعداد زنان آماده به ازدواج بر مردان است – به طور معمول در مورد چند شوهرى وجود ندارد.
۲٫ این خلاف طبیعت و روحیات زن بوده و او به طور طبیعى از آن گریزان است. شاید به همین علت است که در طول تاریخ بشر، چند شوهرى رواج چندانى نیافته و اگر هم در جایى (مانند قبیله «تودا» یا برخى از قبایل «تبت») مشاهده شده، پدیده اى بسیار استثنایى است ر.ک: همان، ص ۲۸۶٫٫
البته همه آنچه گفتیم حکمت هاى این قضیه است اما تمام علّت مؤثّر در این حکم را نمى دانیم. اما همین قدر که از حکمت و اسرار نهفته در این حکم مى بینیم و با واقعیات خارجى تطبیق مى کنیم این حکم را بسیار حکیمانه مى دانیم.

0 دیدگاه ارسال شده است

نظر خود را با ما در میان بگذارید