قرآن ناطق(عج)
ALI_4681

77 - به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

نویسنده : مهندس حسین رأفتی

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده […]

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلامرا از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریققرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱

 

پس از حادثه شارلی ابدو و توهین به پیامبر اسلام از سوی این نشریه، موجی از همهمه و نظرات تند افراطی برخی از کشورهای به ظاهر اسلامی فضای فکری جهان را ملتهب کرد. آتش زدن کلیساها و حمله به ایستگاه‌های پلیس در برخی از کشورهای عربی نه تنها چهره اسلام را بهتر نکرد بلکه ناخودآگاه بر گسترده‌تر شدن ابعاد سودجویانه غرب و صهیونیسم از تبعات حادثه شارلی ابدو نیز افزود.
حوادثی که از ۷ ژانویه با حمله تروریستی به دفتر مجله آغاز و سبب هجمه فکری علیه دین اسلام شد تا چاپ کاریکاتور موهن پیامبر اسلام و حمله به مساجد و مسلمانان همگی حاکی از آن است که تفکر و تعقل در امور به فراموشی گراییده است.
حوادث پیش آمده نیازمند توجه به تعقل در سایه انصاف بود.اما هیچ یک از رهبران کشورهای غربی نه تنها در پی این مهم نبوده اند بلکه آتش خشم مردم را نیز شعله ورتر می کردند. رهبران کشورهای عربی نیز بی تفاوت به موضوع سر در برف فرو کرده و به خود مشغول بودند. پاپ، رهبر کاتولیک های جهان همچون روال گذشته همه را به آرامش فرا می خواند، اما موضوع آرام نمی شد. تا آنکه صقحه khamenei.ir در فیس بوک شامگاه چهارشنبه هفته گذشته پیامی را از سوی ولی امر مسلمین منتشر کرد؛ پیامی که همچون آب سردی بر پیکره آتش خشم جهان بود.
پیام رهبر انقلاب آیت الله سید علی خامنه‌ای هدفی آشکار داشت، مخاطبین پیام، جوانانی بودند که در اروپا و آمریکا  اسلام را نه بر اساس تعقل اسلامی بلکه با تعصب سلفی شناخته اند. اسلامی که صلاح را در سلاح می بیند و تقوی را در تفتیش عقاید دیگران.
پیام ولی فقیه و مقتدای مسلمانان جهان، برای کسانی که اسلام را خطری برای انسانیت می دانند واضح بود؛تحقیق کنید، فکر کنید و حقیقت را در یابید.
موضوع نامه که در بردارنده نکات اعتقادی اسلام محمدی بود، از سوی برخی رسانه های غربی  غافلگیر کننده تعبیر شد. بی تردید در این سیاه نمایی های امروزی علیه اسلام پیامی حقیقت طلب، سیاست های معاند با اسلام را نقش بر آب خواهد کرد.
نگارش چنین نامه‌ای از سوی رهبر انقلاب با محتوای حقیقت طلبی‌اش در این مقطع حساس، اقدامی رو به جلو برای معرفی اسلام از دریچه نگاه حقیقت جویی جهان تشیع بود.
همانگونه که در جریان انقلاب اسلامی ایران، مذهب دلیلی بر برتری شخصی بر شخص دیگر نبود در این پیام نیز رهبری راه و روش بر طرف کردن عطش حقیقت جویی جوانان به ویژه جوانان اروپایی و آمریکایی را نشان می دهد.
فضای مجازی، با همه نواقص و ایراداتی که دارد، تنها رسانه‌ای است که خبر به شکل اصلی خود و بدون تقطیع و سانسور جناحی به گوش مخاطب می رسد؛ پس انتخاب شبکه اجتماعی برای انتشار چنین پیامی که اتفاقاً به زبان انگلیسی نیز منتشر شده، نشان از توجه و روشن فکری رهبر انقلاب اسلامی نسبت به تکنولوژی های رایج امروزی دارد.
«تحولات اخیر در فرانسه و نمونه های مشابه آن در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا واداشت تا به صورت مستقیم با شما درباره این تحولات سخن بگویم. خطاب من به شماست؛ (شما جوانان)، نه به این خاطر که من توجهی به والدین شما ندارم، بلکه به این خاطر که آینده ملت ها و کشورهایتان در دستان شما خواهد بود و افزون بر این می دانم که حس حقیقت جویی در قلب شما جوانان پویاتر و قوی تر است.»(فرازی از پیام رهبر انقلاب)
محتوای پیام رهبر انقلاب
هجوم تبلیغاتی برخی از رسانه های غربی که به اشکال مختلف با بهانه مقابله با داعش و حملات تروریستی فرانسه اسلام را تخریب می کنند، نه تنها سبب ایجاد تحرکات افراطی گری از هر دو سو می گردد بلکه روند گرایش به اسلام را متوقف می کند.
با دقیق شدن در محتوای پیام رهبر انقلاب در می یابیم که ایشان در پی برانگیختن اذهان پرسشگر جوانانی هستند که تا کنون از طریق رسانه های دروغ پراکنی غربی اخبار را رصد می کردند و اسلام را از زبان مخالفان با آن می شنیدند. ایشان در پیام خود از جوانان اروپایی و آمریکایی می خواهد تا خود بدون توجه به سیاه نمایی های رایج امروزی در پی حقیقت باشند.
پرسش هایی همچون، آیا شما تا کنون آموزه های پیامبر اسلام (ص) و اصول انسانی ایشان را مطالعه کرده اید؟ آیا پیام اسلام را از منبعی غیر از رسانه های دریافت کرده اید؟آیا تا کنون از خود پرسیده اید که چگونه و بر چه مبنایی ، ارزش های اسلام توانست بزرگترین تمدن علمی و فکری را در دنیا ایجاد کند و در طول قرن ها بزرگترین دانشمندان و متفکران را بپروراند؟(فرازی از پیام رهبر انقلاب)موید همین نکته است.
شناخت زمان انتشار پیام و مخاطب آن مورد دیگری است که قابل توجه است. پس از بالا گرفتن دعوای سلفی گری با نام اسلام و آزادی بیان از دید فرانسوی که نتیجه ای جز اسلام هراسی و تعمیم رفتار داعش به یک میلیارد مسلمان نداشت انتشار نامه ای به دور از تعصبات مذهبی و به شکل تعقل گرا تاثیر به سزایی در نگرش به حقیقت اسلام داشت.
«خواست من این است که در واکنش به سیلی از اقدامات صورت گرفته برای گمراه کردن و پیش قضاوت ها، تلاش کنید تا اطلاعاتی مستقیم و دست اول از این دین را به دست آورید. منطق صحیح مستلزم این است که شما درکی از طبیعت و جوهره آنچه که آنان شما را از آن می ترسانند و می خواهند از آن دوری گزینید، داشته باشید.
اصراری ندارم که شما قرائت من یا دیگر قرائت ها از اسلام را بپذیرید. چیزی که از شما می خواهم این است: اجازه ندهید این پویایی و حقیقت موثر در دنیای امروز با احساسات و پیش قضاوت ها در اختیار شما قرار بگیرد. به آنان اجازه ندهید که با دو رویی، تروریست های مزدورشان را به عنوان نمایندگان اسلام معرفی کنند.»(فرازی از پیام رهبر انقلاب به جوانان اروپایی و آمریکایی)
شکل انتشار پیام
نکته دارای اهمیت در انتشار پیام از سوی رهبر جهان تشیع، استفاده از ابزار جوان پسندی چون شبکه های اجتماعی به ویژه فیس بوک است. افزون بر آنکه استفاده از فیس بوک برای نشر پیام، راهی مستقیم برای انتشار افکار است، حاکی از هوش بالای رهبر انقلاب است که می داند چگونه و با چه روشی با جوان دنیای امروزی سخن بگوید.
باید خاطر نشان شد که فیس بوک با بیش از دو و نیم میلیارد کاربر پر جمعیت ترین شبکه اجتماعی محسوب شده و کاربران آن روزانه حدود شش میلیارد محتوای جدید را در این شبکه منتشر می کنند. انتشار پیام در شبکه ای که دارای چنین پتانسیل انسانی است بهترین روش برای سخن بدون سانسور غرب است.
در حال حاضر حدود ۹۰ درصد کاربران اینترنتی در کشورهای آمریکای شمالی و اروپا از فیس بوک استفاده می کنند؛ بنابراین استفاده از این فضا افزون بر آنکه ارزان، ساده و سریع است، مخاطبین را با زبان ها و فرهنگ های مختلف هدف قرار می دهد. گزینش این راه برای انتشار پیام از سوی رهبر معظم انقلاب مسیری تازه برای انتشار حقیقت وجودی اسلام است.
سانسور؛ روشی برای تحریف
با آنکه پیام آیت الله خامنه ای در فیس بوک و به زبان انگلیسی به شکل مستقیم منتشر شد اما سانسور آشکار سخنان رهبری از سوی برخی از رسانه ها که دم از آزادی بیان می زنند تاسف بار است.
در گزارش های خبری این گونه رسانه ها، بخش عظیمی از پیام رهبری که به تاریخ جنایت بار دولت های غربی اشاره دارد حذف می شود و سخنان ایشان درباره استعمار و برده داری آن ها تحریف می شود.
«در اینجا، من نمی خواهم به هراس های مختلفی که کشورهای غربی تا کنون تلقین کرده اند بپردازم. نگاهی گذرا به مطالعات حساس تاریخ معاصر می تواند شما را به این حقیقت برساند که دولت های غربی رفتاری به دور از صداقت و با دورویی با ملت ها و فرهنگ های دیگر داشته اند که از تاریخ نگاری های جدید حذف شده است.
تاریخ های آمریکا و اروپا شرمسار از برده داری، خجل از دوره استعماری و آزرده از سرکوب ملت های رنگین پوست و غیر مسیحی است. محققان و تاریخ دانان شما به شدت شرمنده خونریزی ها به نام مذهب بین کاتولیک ها و پروتستان ها یا به نام ملیت ها در دوران جنگ اول و دوم جهانی هستند. این رویکرد قابل ستایش است.
با ذکر بخشی از این فهرست بلند بالا، قصد بازخوانی تاریخ را ندارم، بلکه می خواهم از شما بخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی غربی ها بعد از چندین دهه بیدار شده است. چرا بازبینی وجدان عمومی برای زمان های دور اجرا می شود و برای مشکلات جاری نه؟»(فرازی از پیام تاریخی رهبری به جوانان غربی)
  در خاتمه کلام، شعر زیر را به تمامی مجاهدان انتشار نامه امام خامنه ای تقدیم می کنم.
با وضو کلیک کن، خواهرم برادرم!
پیک خاص رهبری! بر تو غبطه می برم.
نامه ی امام مان، پیش تو امانت است
عاشقانه سر بده: یاوری چو اَشتَرم
آینه در آینه، غرق شور و کثرتیم
انعکاس دل شدیم، عاشقیم لاجرم
God و یا خدا چه فرق؟ عاشقی زبان ماست
همزبان اگرچه خوب، همدلانه خوشترم
انقلاب کرده اند… انقلاب می کنیم
در تمامی جهان با پیام رهبرم
 730326940_117022 730326596_117504 730326057_117449 730111832_26149 730111497_26542 730110474_27651 730111192_26368 730111322_25967 730111380_26723 730110237_27437

 

0 دیدگاه ارسال شده است

نظر خود را با ما در میان بگذارید