قرآن ناطق(عج)
178021

133 - تکنیکهاى والدین براى پاسخ به سؤالات جنسى کودکان

نویسنده : زهرا رستگار

تکنیکهاى والدین براى پاسخ به سؤالات جنسى کودکان   در گفتگــو با دکتــر فاطمه قاسم زاده   حساس بودن والدین نسبت به ویژگیهاى رفتار جنسى کودکان خود و اینکه چگونه و از چه سنى باید کودک خود را دراین زمینه آگاه کنند تا درکسب هویت جنسى خویش موفق باشند، محور بخش نخست گفتگو بود که […]

تکنیکهاى والدین براى پاسخ به سؤالات جنسى کودکان

 

در گفتگــو با دکتــر فاطمه قاسم زاده

 

حساس بودن والدین نسبت به ویژگیهاى رفتار جنسى کودکان خود و اینکه چگونه و از چه سنى باید کودک خود را دراین زمینه آگاه کنند تا درکسب هویت جنسى خویش موفق باشند، محور بخش نخست گفتگو بود که از نظر خوانندگان محترم گذشت. دکتر قاسم زاده در واپسین بخش این گفتگو به سایر موقعیتهایى اشاره مى کند که در مواجهه والدین با کودکان و در خصوص رفتارهاى جنسى باید مورد تأمل و دقت قرار گیرد. این گفتگو را بخوانید.

 

 

* چنانچه پدر و مادرى پاسخ سؤالى را ندانند، باید چه برخوردى داشته باشند؟

 

 

نه تنها در مورد مسائل جنسیتى، ممکن است در زمینه دیگرى هم سؤال کنند که پدر و مادر جوابش را ندانند. آنها مى توانند به صراحت و سادگى ابراز کنند که نمى دانند و بگویید که بیا با هم به سراغ کتابى برویم و جواب سؤالاتمان را بگیریم و یا با همراهى، او را به سمت مشاور یا معلمى راهنمایى کنند که در این صورت، نوعى انعطاف پذیرى هم به بچه ها یاد مى دهیم که اگر آنها هم چیزى نمى دانند، به دنبال اطلاعات غلط و منابع نادرست نروند. یکى از تکنیکهاى دیگر در موقعیتهایى که والدین جواب سؤال را نمى دانند یا غافلگیر مى شوند، حفظ خونسردى است و سپس با تسلط به نفس خود، برگشت سؤال به طرف مقابل است که مثلاً گفته شود که خودت در این مورد چى فکر مى کنى؟ که هم از این طریق میزان اطلاعات او را مى فهمیم و اینکه اطلاعاتش را از کجا به دست آورده و هم در آن زمان مى توانیم جوابى که درخور نیاز و متناسب با سن او باشد، هرچند ساده بیان کنیم. آنچه توصیه مى شود، این است که در این موقعیتها هیچگاه نباید دروغ گفت و یا سؤالى را سرکوب کرد. والدین مى توانند تا حدى که مى دانند، پاسخگو باشند و بقیه اطلاعات را به زمان دیگر موکول کنند.

 

 

* خانم دکتــــر! روشـــهاى ترساندن از رفتارهاى جنســـى و یا برخوردهاى سرکوبگـــرانه یا حتى سهل گیـــرانه چه عواقبى مى تواند در پـــى داشته باشد؟

 

 

عواقب بسیار مضرى در پى دارد. وقتى کودک نیاز به گرفتن پاسخ خود را احساس کند و به نوعى با سرکوب مواجه شد. او که دست نمى کشد، وقتى کنجکاوى او ارضا نشد، به دنبال راههاى دیگر مى رود یا از همسالان خود مى پرسد و یا در شبکه هاى اینترنتى، اطلاعاتى به دست مى آورد و حالا اینکه چه اطلاعاتى و از چه طریق و به چه میزانى، خدا مى داند و این روش تأثیرات بسیار بدى بر شخصیت کودک مى گذارد؛ چرا که ممکن است اطلاعات به دست آمده به هر طریق مناسب با نیازهاى سنى او نباشد و حتى در مواردى موجب بلوغ زودرس کودکان شود. به عبارتى هر پدر و مادرى باید بدانند که اگر جواب سؤال کودکان را سرکوب کنند و یا به تمسخر و خنده بگیرند، کودک به دنبال راه دیگرى جهت یافتن پاسخش مى رود.

 

 

یا در بسیارى از خانواده ها براى بازداشتن بچه ها از آگاهى در مورد ویژگیها و رفتارهاى جنسى از روشهاى ترساندن استفاده مى کنند که اصلاً کارساز نیست. بخصوص در مورد دختران در هنگام ازدواج عواقب خود را نشان مى دهد. خیلى وقتها وقتى عدم برقرارى ارتباط درست از جانب زنان در زندگى خانوادگى پیگرى مى شود و به این نکته پى مى برند که در دوران کودکى و نوجوانى، آنها را از چیزى ترسانده اند یا سؤالى یا کنجکاوى آنها در مورد رفتار و ویژگیهاى جنسى سرکوب شده است. در واقع از کودکى یا نوجوانى، روابط و رفتارهاى جنسى را به عنوان یک تابوى بد و یک الگوى نادرست تلقى کرده اند، بنابراین روابط آنها با همسرانشان دچار اشکال مى شود. همانطور که اشاره کردم، رفتارهاى جنسیتى در تمام عمر در زندگى ما نقش دارند و اگر در سن کودکى و نوجوانى به درستى آموزش داده نشود، خود را در بزرگسالى به صورت انحرافاتى ذهنى، روانى و جسمى نشان مى دهند.

 

 

* چنانچه پـــــدر و مـــادرى نسبت به گفتگــــو درباره اینگـــــونه رفتارها معذب باشند، چه باید بکنند؟

 

 

ببینید! این حالت در جوامع شرقى و به عبارتى سنتى مثل جامعه ما وجود دارد. مسائل جنسى با یک نوع منفى بودن، یک نوع بد بودن و زشتى یا حداقل صحبت در مورد آن، با یک نوع ممانعت درونى همراه است. بنابراین یک امر فرهنگى ـ اجتماعى است. ولى نباید چنین باشد و اگر والدینى چنین احساسى دارند، باید بدانند میان خصوصى بودن مسائل جنسى و ممنوعیت درباره گفت و گو در مورد آن، تفاوت وجود دارد. به عبارتى ما نباید هیچ ممنوعیتى چه از نظر اطلاعى که خودمان مى خواهیم به فرزندان بدهیم و چه از نظر سؤالاتى که بچه ها در این زمینه دارند، داشته باشیم. حتى اگر مسائلى هم پیشرس است و مورد کنجکاوى بچه ها قرار مى گیرد، نباید معذب بود و از پاسخ دادن اجتناب کرد و احساسات خود را مخفى نمود، بلکه والدین مى توانند در قدم اول اطلاعاتى ساده و کوتاه، متناسب با سن کودک به او بدهند و اطلاعات دیگر را به زمان دیگر وعده دهند، ولى بچه ها نباید از اینکه در مورد مسائل جنسى مى خواهند اطلاعات کسب کنند، احساس ناراحتى کنند و یا حس کنند که پدر یا مادرشان از پاسخگویى معذب مى شوند.

 

 

البته باید به این نکته هم اشاره کنم که مسائل جنسى یک مسائل خصوصى است. بنابراین به نوعى، باید به بچه ها بخصوص بزرگتر که مى شوند، آموزش داده شود که از نظر نوع سؤال و مکان سؤال باید رعایت کرده و هر سؤالى را در هر جایى از والدینشان نپرسند. در جامعه ما که تا حدى سنتى است و حد و حدودهایى براى این مسائل وجود دارد، نباید این طور برداشت شود که پدر و مادرها نیز در پاسخگویى به فرزندانشان در مورد مسائل جنسى معذب هستند. باید تمرین کرد و در عین حال هم از خصوصیات مراحل رشد آگاه شد. اگر هر پدر و مادرى خود را به انواع توانمندیها، چه از نظر محتوى سؤالات و چه از جهت مهارت در هدایت پاسخ مجهز کند و بپذیرد که آگاهى فرزندان از ویژگیها، رفتارها و مسائل جنسى لازم و ضرورى است، دیگر معذب نخواهد بود.

 

*آمـــــوزش امور جنســــى شامل چه بخشهایى است؟

 

 

اکثر خانواده ها بر این باورند که آموزش امور جنسى تنها در این خلاصه مى شود که به کودکان آموزش دهند که کودک چگونه متولد مى شود، اما شاید این ساده ترین بخش آموزش است. البته که در هر سنى این امور و بخشها مى تواند متفاوت باشد. مثلاً در دوران کودکى، بچه ها جدا از اینکه اول هویت خودشان را مى خواهند بدانند، در مورد تفاوتهاى جنسى و آشنایى با بهداشت اندامهاى جنسى نیز کنجکاوند. به تدریج در سن بلوغ به دنبال بیشترین اطلاعات هستند. آموزش در مورد ساختار جسمى زن و مرد، حالتهاى عاطفى دوران بلوغ، بیماریهایى که مربوط به مسائل جنسى است، وظایفى که مربوط به جنسیتشان است، به عبارتى نقشها و تفاوتهاى مربوط به امور جنسى، خویشتندارى در امور جنسى، چگونگى برقرار کردن رابطه با دیگران و زیان جسمى و روانى است. یکى دیگر از مسائل دوران بلوغ که بچه ها باید بدانند، روابط صحیح و درست بین دو جنس است. چون تا دوران کودکى، روابط معمولى است، روابط بین دختر و پسر از نظر جنسیتى، خیلى برایشان تفاوتى ندارد. ولى در دوران بلوغ، تمایل به برقرارى ارتباط خیلى بیشتر است و از آنجا که این ارتباط طبیعى و ضرورى است، باید قبل از آن، یا در هنگام بلوغ، رفتارهاى جنسیتى درست و مناسب را بیاموزند. مثلاً مى توان در این سنین، از طریق فعالیتهاى گروهى و همکارى با هم، که کاملاً هدایت شده باشد، نوع ارتباط سالم با یکدیگر را آموزش ببینند.

 

 

* شما به اهمیت سن بلــــوغ اشاره کردید، بهتــــرین شـــروع مکالمه براى آشنا کردن بچه ها با مسائل جنسیتى در این سن، چه مى تواند باشد؟

 

 

در سن بلوغ، فرض بر این است که بچه ها، آن اطلاعات اولیه سن بلوغ را داشته باشند در واقع آنچه مهم است در ابتدا در این سنین، با تغییرات بلوغ آشنا شوند و همین صحبت از تغییرات بلوغ مى تواند شروع مکالمه و به تدریج محور صحبت باشند. اینکه گفته شود که یک فرد در حین بلوغ، یک سرى تغییراتى از نظر جسمى، روانى و عاطفى کرده و خلق و خوى او تغییر مى کند. به عقیده من، حتى بهتر است شروع صحبت از این رفتارها باشد تا رفتارهاى جنسیتى. چرا که اگر نوجوانى در آستانه بلوغ به خوبى این مرحله از رشدش را درک کند و به درستى این مسیر را طى کند تا به دوره جوانى برسد، یقیناً بهتر مى تواند خیلى از مسائل، ویژگى ها و رفتارهاى جنسیتى بعدى را درک کند و با آنها آشنا شوند. ولى آنچه در این قضیه مهم است، تدریجى گفتن آن است. والدین باید آگاه باشند که نباید هیچ اطلاعاتى از جمله اطلاعات دوران بلوغ را یکدفعه به فرزند خود بگویند. بلکه به تدریج به مرور زمان و در وقت مناسب باید این اطلاعات ارائه شود. حتى در این سنین نیز مى توان از کتابهاى مناسب استفاده کرد. بدین صورت که ابتدا مقدمه اى در مورد کتاب و موضوع آن گفته شده و توضیحاتى ساده و کوتاه داده شود. سپس کتاب را به او بدهند و سپس فرزند خود را از پاسخگویى به هر سؤالى که هنگام مطالعه کتاب برایش پیش مى آید مطمئن کنند.

 

 

* آیا خانــــواده تنها از طــــریق گفتگو، طرح سؤال و یا پاسخ به پــــرسش مى تواند در آموزش رفتارهاى جنسیتـــى نقش بازى کند؟

 

 

خیر، تنها نقش خانواده را نمى توان محدود به همین زمینه ها دانست. خانواده به دو صورت نقش بازى مى کند. یکى به صورت مستقیم. یعنى همین زمینه ها که شما ذکر کردید مثل طرح پرسش یا پاسخ به سؤالات فرزندان و دیگرى به صورت غیرمستقیم، و آن الگوهایى است که ارائه مى دهد. مثلاً احترامى که پدر و مادر براى هم قائلند، یک سرى ارزشهایى را به بچه ها منتقل مى کنند که نه تنها در دوران کودکى بلکه در دوره بزرگسالى، در روابطشان با جنس مخالف تأثیرگذار است. از طرف دیگر این ارزشها در خانواده مى تواند، بینش بچه ها را نسبت به رفتارهاى جنسى و نقشهاى جنسیتى وسعت داده و تجربه هاى ارزشمندى در آینده کسب کنند.

 

 

* غیــــر از منبع خانــــواده، چه منابع دیگرى مى توانند در آگاه کـــــردن فــــرزندان در اینگونه مــــوارد مؤثر باشند؟

 

 

ببینید منابع آموزشى چون آمادگى، پیش دبستانى و مدارس مى توانند در صورت درست عمل کردن در این زمینه بسیار مفید باشند. بچه ها در مرحله آمادگى پیش دبستانى، یعنى زیر ۶ سال، فقط باید کنجاویهایشان برطرف شود و اگر درست رفع نشود، این کنجکاوى اذیتشان مى کند. در مهدکودک، میزان نیاز آنها کمتر است و در خیلى از کشورها مثل کشور سنتى ما، بر نقش مدرسه هم تأکید مى کند، چون وقتى مى بینند که پدر و مادرها به دلایل مختلف عدم اطلاع یا ناتوانى در برقرارى ارتباط با فرزندان و صحبت در اینگونه موارد، از طرح چنین موضوعاتى ابا دارند، لذا در اینجا نقش مدرسه خیلى برجسته مى شود که متأسفانه نظام آموزشى ما هم یک نظام بسته اى است. البته که در سالهاى اخیر بهتر شده ولى اغلب تصور بر این است که اگر اطلاعاتى بدهد، ممکن است این اطلاعات بیشتر ایجاد مشکل کند و درحالى که اینطور نیست.

 

 

 

* همانطور که مى دانید بهترین و مهم ترین منبع براى کسب اطلاع از اینگونه رفتارها، خانواده است. بنابراین پاسخهاى والدین به کنجکاویهاى فرزندان چگونه باید باشد؟ به عبارتى مهمترین مطالبى که هر خانواده در مواجهه با سؤالات فرزندانشان در این زمینه، باید بداند چیست؟

 

 

اولین و مهمترین منبعى که بچه ها، چه بطور مستقیم و چه بطور غیر مستقیم از آن اطلاعات کسب مى کنند، خانواده است. خانواده نقش بسیار زیادى دارد و حالا اینکه این منبع بتواند اطلاعات را به خوبى و به درستى به فرزندانش منتقل کند، در قدم اول باید از مراحل رشد آگاه باشد. بدین معنا که حداقل آگاهى از مسائل جنسیتى و نیازهاى کودکان در هر مرحله از رشد را بداند. چرا که هر دوره، یکسرى نیازهاى مخصوص به خود را دارد، لذا سؤالات و کنجکاویهاى کودکان نیز در هر مرحله از رشد متفاوت است. والدین باید در ابتدا از مراحل رشد هر کودک آگاه باشند، سپس با آشنایى به نیازهاى هر دوره خود را آماده پاسخگویى به سؤالات کنند. قدم بعدى در این زمینه، نحوه ارتباط گیرى والدین با فرزندان است. والدینى که خیلى خشک وجدى با این مسائل برخورد مى کنند و یا برعکس هر سؤالى در این زمینه را به مسخره و خنده مى گیرند، منبع خوبى براى اینکه بچه ها بخواهند با آرامش کسب اطلاعات کنند، نیستند.

 

 

 

نحوه برقرارى ارتباط با فرزندان خیلى مهم است. هر چقدر با محبت و صمیمانه تر در این موارد، با آنها برخورد شود، آنان نیز احساس امنیت بیشترى براى طرح کنجکاویها وسؤالات خود مى کنند. زیرا وقتى سؤالى از جانب کودکى مطرح مى شود، حتماً کنجکاوى او نسبت به مسأله اى برانگیخته شده و نیاز به پاسخ دارد. لذا باید با ارتباط گرم و صمیمانه اى به آنها پاسخ داد. هیچ لزومى ندارد به او دروغ بگوییم و یا با پاسخى او را از سؤالش دور کنیم. ولى لزومى هم ندارد که همه اطلاعات را یکجا به او بدهیم. پاسخها باید دقیق، صادقانه، کوتاه و ساده باشند. مى توان تا حدى اطلاع بدهیم و مقدارى از آن را به موقعیت دیگرى موکول کنیم. والدین باید مهارت ها و توانمندى هاى خود را در پاسخ دهى به کنجکاوى ها و سؤالات فرزندان را در این زمینه افزایش دهند، چه از نظر محتوا و چه از نظر نحوه پاسخ دادن. باید والدین به نوعى به بچه هایشان نشان دهند که همیشه آماده پاسخ دادن به سؤال هایشان هستند. حفظ آرامش و خونسردى نیز هنگام پاسخ به این نیازها، مى تواند بسیار مؤثر باشد.

 

 

* بهتــــرین زمان براى آغاز گفتــــگو در این زمینه، چه سنـــى است؟

 

 

رشد جنسى مثل بقیه جنبه هاى دیگر رشد، از یک زمانى شروع مى شود و ادامه دارد. در هر مرحله بنا به اقتضاى آن دوره، باید بهترین راهکار را به کار برد. چرا که کودکان به محض تولد این پیام ها را دریافت مى کنند و از همان ابتداى کودکى است که بچه شروع به دریافت پیام هاى جنسى از اطرافش مى کند که بنا به هر مرحله، این پیامها مى تواند متفاوت باشد. لذا شناخت مراحل رشد و آگاهى هاى کودکان نسبت به مسائل جنسى در هر دوره، براى صحبت و ارتباط گیرى با آنها ضرورى است. معمولاً سه دوره را براى رشد بچه ها تقسیم بندى مى کنند که در رشد جنسى هم همین سه دوره مطرح مى شود.

 

 

 

۱- یکى دوره خردسالى است که بچه هاى زیر ۶ سال را شامل مى شود. در این سنین، بچه ها یک شناخت کلى از جنسیت پیدا مى کنند. در شکل ظاهرى لباس، مو و … سپس در ۴ یا ۵ سالگى پى به تفاوت بین دختر و پسر بودن از نظر اندام هاى جنسى مى برند و این کنجکاوى در آنها شکل مى گیرد.

 

 

۲- مرحله دوم، مرحله کودکى از ۶ تا ۱۲ سالگى است که در واقع هویت جنسى در بچه ها شکل مى گیرد. یعنى کاملاً به جنسیت خودشان و نقش هایى که تا حدى در رابطه با جنسیت خودشان دارند، آگاه مى شوند. مسائل مربوط به تولید مثل را به صورت کلى مى دانند و تا حدى مى توان مواردى چون بهداشت جنسى را با آنها مطرح کرد که در دختران سال هاى آخر این سنین، تقریباً مصادف با بلوغ آنها مى شود.

 

 

۳- مرحله سوم، از ۱۲ تا ۱۸ سالگى است که دوره نوجوانى است و بلوغ هم با تفاوت هایى در این سنین صورت مى گیرد. در این سنین، بچه ها احتیاج به اطلاعات بیشترى دارند. آشنایى با بلوغ، بهداشت بلوغ، تحولات آن از نظر عاطفى، جسمى، ذهنى و نیز آگاهى از بیمارى هایى که در رابطه با این دوره وجود دارد، ضرورت مى یابد؛ مثل ایدز. در واقع در این مرحله با روند تولید مثل و ضرورت هاى آن آشنایى پیدا کرده اند.

 

 

بنابراین در هر سنى، بنا به تناسب آن سن و نیازهاى آن، باید اطلاعات جنسى خاصى به بچه ها بدهیم. یکى از نکاتى که در دادن اطلاعات جنسى تأکید مى شود، مسائل متناسب با سن است. نباید خیلى پیش رس یا خیلى دیر باشند. یعنى نه خیلى زود که آنها را وارد فضاى دیگر کنیم و نه خیلى دیر که دیگر زمانى فرا رسیده باشد که احتیاجى به این اطلاعات نداشته باشند. در حد سن و متناسب با نیازها در زمان مناسب. به عبارتى اگر زمان، سن و نیازهاى مربوط به هر دوره سنى را درک نکرده و اطلاعاتى به بچه ها بدهیم که نه تنها کافى نیست، بلکه زیانبار هم باشد، ممکن است در زمانى زودرس، توجه آنها را به مسائلى جلب کنیم که از نظر روحى و روانى صدمه بخورند و یا خیلى دیر اطلاعاتى دهیم که دیگر کارآمد نباشند. لذا هرگونه تأخیر و تعجیل در ارائه اطلاعات مى تواند اثرات زیانبارى به همراه داشته باشد.

 

 

* چنانچه بچه اى در خانواده در مورد ویژگیها و رفتارهاى جنسى سؤالى نپرسد، آیا این موقعیت بدان معناست که براى این بچه هیچ زمینه اى یا سؤالى پیش نیامده که کنجکاوى او را برانگیزد و نشانه غیرعادى بودن اوست؟

 

 

خیر، اصلاً اینطور نیست. ممکن است اطلاع داشته باشند، ولى چون ارتباط نزدیک و خوبى با پدر و مادر خود حس نمى کنند، سؤالات و کنجکاوى هاى خود را مطرح نمى کنند. اغلب کودکان در دوره دبستان براى پرسیدن سؤال هایشان در این زمینه خجالت مى کشند، هر چند که ممکن است خود آنها اطلاعاتى هم داشته باشند و یا در سن نوجوانى دیگر خانواده، اهمیت زیاد خود را به عنوان مهمترین منبع اطلاع رسانى از دست مى دهد. بیشتر نوجوانان در این سنین، از همسالان خود یا از رسانه هاى رسمى و غیررسمى اطلاعاتى کسب مى کنند. به خاطر همین است که همسالان در دوره بلوغ در شکل دهى اطلاعات بچه ها در این زمینه، خیلى مؤثرند. در دوره خردسالى و کودکى است که منبع اطلاع خانواده است. از طرفى هم ممکن است بچه اى، قبلاً سؤالى مطرح کرده و حس کرده است که پدر و مادر خود خیلى مایل به جواب نیستند و یا نمى توانند جواب بدهند، لذا دیگر از طرح سؤالى در این موارد صرفنظر مى کند.

 

 

* وظیفه والـــــدین در این حالت چه مـــى تواند باشد؟

 

 

در این وضعیت، پدر یا مادر باید زمینه اى را فراهم کند و در صورت نیاز، سؤالى بپرسد. بدین معنا که در یک موقعیت هاى مناسب، مثل زمانى که شخصى وضع حمل کرده، همسایه اى که ازدواج مى کند و یا برنامه اى در تلویزیون یا ماهواره پخش مى شود، شروع به مکالمه کرده و سؤالاتى را بنا به زمان، سن و نیاز فرزندانشان مطرح کنند. در واقع پدر و مادر نباید به صرف اینکه فرزندشان سؤالى نمى پرسد و در مورد مسأله اى کنجکاوى نمى کند، او را به حال خودش بگذارند و از اینکه او وارد اینگونه مباحث نمى شود، احساس آرامش کنند. والدین هر چقدر ارتباط نزدیک و صمیمانه اى با فرزندان خود مطرح کنند، فرزندان نیز محیط خانه را محیطى امن براى سؤالات خود مى یابند.

دانش آموزان، اطلاعاتى در حد نیاز خودشان بیشتر داشته باشند، بهتر مى توانند مسائل و مشکلاتشان را حل کنند. من به خاطر دارم که ۶ یا ۷ سال پیش، جزواتى تحت عنوان «بهداشت بلوغ پسران و دختران» را وزارت بهداشت با همکارى یونیسف تهیه کرد و به مرحله چاپ رسید که آموزش و پرورش آنها را در مدارسى توزیع کند. چون یکى از راه هاى مؤثر در این سن این است که از طریق کتاب، سؤالاتى براى آنها مطرح شود که یا در خانواده و یا در مدرسه، به آنها پاسخ داده شود. ولى تا مدتها این کتابها توزیع نشد. چه از طرف برخى از مسؤولین آموزش و پرورش و چه از طرف برخى مدارس ممانعت مى شد. درحالى که کتابها، کاملاً علمى تألیف شده بودند. و حال بعد از چند سال این توزیع صورت گرفته است. بنابراین نه تنها گاهى اوقات خانواده هاى ما سنتى است، بلکه نظامهاى آموزشى ما هم سنتى است. مثل مسأله ایدز که یک زمانى، اصلاً اجازه طرح آن در مدارس نبود ولى بعد از مدتى که متوجه شدند نمى توان در مقابل واقعیتها ایستاد و بچه ها را از این جریانات دور نگه داشت، آموزشهایى در زمینه ایدز در مدارس صورت مى گیرد. بنابراین درحال حاضر هم، یکسرى آموزشهایى در مورد مسائل جنسیتى ولى به صورت کلى و بیشتر در مورد بلوغ، بهداشت آن و تغییر خلق و خوى در این سنین داده مى شود. چرا که نظام آموزشى ما به این نتیجه رسیده است که هر نوع ممنوعیتى نتیجه معکوس خواهد گذاشت.

0 دیدگاه ارسال شده است

نظر خود را با ما در میان بگذارید