قرآن ناطق(عج)
[www.PixBaz.com]

239 - عوامل تحکیم مودّت و دوستی بین زن و مرد

نویسنده : زهرا رستگار

عوامل تحکیم مودّت و دوستی بین زن و مرد   ۱ – اعتماد متقابل یکی از اصول اولیۀ زندگی اجتماعی اعتماد داشتن افراد به یکدیگر است ، اگر افراد جامعه نسبت به یکدیگر اعتماد و اطمینان نداشته باشند کار وتلاش در چنین جامعه ای دشوار و در مواردی غیر ممکن خواهد شد . به عبارت […]

عوامل تحکیم مودّت و دوستی بین زن و مرد

 

۱ – اعتماد متقابل

یکی از اصول اولیۀ زندگی اجتماعی اعتماد داشتن افراد به یکدیگر است ، اگر افراد جامعه نسبت به یکدیگر اعتماد و اطمینان نداشته باشند کار وتلاش در چنین جامعه ای دشوار و در مواردی غیر ممکن خواهد شد . به عبارت دیگر اگر اطمینان و اعتماد در زندگی وجود نداشته باشد هیچ خانواده فرزند خود را به مدرسه نخواهد فرستاد ، هیچ بیماری به پزشک مراجعه نخواهد کرد و هیچ فردی سوار اتوبوس نخواهد شد ، زیرا چرخهای زندگی بر محور اعتماد واطمینان افرادنسبت به یکدیگر گردش می کند . یکی از نهادهای اصیل اجتماعی کانون گرم خانوادگی است ، بحث در این است که زن وشوهر باید در همه ابعاد زندگی خواه بعد مالی و یا بعد ناموسی به یکدیگر اعتماد داشته باشند تا بتوانند زندگی مشترک خانوادگی را اداره کنند . معنای واقعی زندگی مشترک که سکون و آرامش است در چنین محیطی ملموس خواهد بود ، به طور کلی در هر محیط که روح بدگمانی و سوء ظن راه یافته باشد اضطراب وتشویش حاکم خواهد بود .

در اینجا ذکر دو نکته اساسی ضروری است : یکی اینکه زن و شوهر برای وصول به اعتماد و اطمینان کامل نسبت به یکدیگر در درجۀ اول هر دو موظف هستند از انجام هر نوع رفتاری که موجب توهم و سوء ظن می گردد شدیداَ اجتناب کنند و همچنین از ابراز کلمه و یا جمله ای که در طرف مقابل شک و تردید ایجاد می نماید پرهیز کنند . حتی شوخی کردن زن و مرد با یکدیگر در مواردی ممکن است بذر بدبینی و سوء ظن را در دل طرف مقابل بکارد و پس از گذشت مدت زمانی زن و شوهر نسبت به یکدیگر بدبین و بد گمان گردند .

نکته دوم اینکه براساس حساسیت ها و ظرافت های فوق العاده در دین اسلام به همه مسلمانان دستور داده شده است که در برخورد با امور مشکوک بلافاصله آنها را به طور صحیح و منطقی توجیه نمایند و از ظهور و بروز هر نوع وسوسه ای شدیداَ جلوگیری به عمل آورند .

خداوند  درباره بدگمانی می فرماید « ان بعض الظن اثم » برخی از گمان ها گناه و معصیت به شمار می آید . علی (ع) در این باره می فرماید : درباره کسی هرگز گمان بدنبری چه گمان بد عبادت را فاسد وگناهان را سنگین تر می سازد . هدف اساسی از ازدواج وصول به سکون و آرامش است و بدیهی است این هدف وقتی تحقق می یابد که زن ومرد نسبت به یکدیگر اعتماد داشته باشند ، در برخی از روایات در باب ویژگیهای همسر خوب آمده است :

زن شایسته کسی است که وقتی همسرش به مسافرت می رود با دقت و اهتمام از ناموس و اموال او جداً مراقبت به عمل آورد . طبعاً این گونه پاسداری وقتی انجام می گیرد که زن و شوهر با همه وجود به یکدیگر اعتماد داشته باشند .

زندگی خانوادگی یک نوع مشارکت است واولین و اساسی ترین شرط در آن اطمینان و اعتماد شرکاء نسبت به یکدیگر می باشد .

امروز شاهد هستیم که بسیاری از زنان و شوهران هر دو شاغل هستند و حتی محیط شغلی آنان نیز متفاوت است . ضرورت زندگی آنان را وادار کرده تا هر دو در بیرون خانه به کاری اشتغال داشته باشند ، ولی به دلیل اعتماد و اطمینانی که هردو نسبت به یکدگیر دارند کمترین خللی در صفاء و صمیمیت آنان وارد نمی شود ، بدیهی است طرز رفتار زنان و مردان در مورد پوشش و ارتباط با دیگران و وقار و متانت آنان عواملی هستند که حصار اعتماد و اطمینان زن وشوهر را استوارتر می کند .

۲ – احترام متقابل زن ومرد به یکدیگر

رسول خدا (ص) انسان ها را همانند معادن معرفی کرده است ، در فرازی فرموده اند «الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه » یعنی انسان ها معادنی همانند معدن طلا و نقره هستند ، بدیهی است اولین نکته ای که از این حدیث می توان استفاده کرد اینست که انسانها همه دارای ارزش می باشند ، زیرا معدن ارزشمند است .

هر فرد انسانی پای بند به شخصیت خود است و هرگز نباید مورد تحقیر قرار گیرد . روی این اصل زن و مرد باید حرمت یکدیگر را حفظ کنند و با هوشیاری کامل از ابراز هر کلمه ای که با حرمت طرف مقابل مغایر است جداً خودداری نمایند . به خاطر داشته باشیم که زخم شمشیرها به زودی التیام می یابند ، ولی یک زخم زبان را نمی توان فراموش کرد . همچنین توجه داشته باشیم که بی حرمتی تنها در انحصار کلمات و الفاظ  نیست ، بلکه ن.ع برخوردها و چگونگی نفی و اثبات ها و وضع چهره و قیافه نیز نقش بسزائی در حفظ و یا پایمال کردن حرمت دیگران دارد . به طور کلی در پرتو حفظ حرمت و احترام بسیاری ازمناقشات و درگیری ها خودبخود منتفی شده ، صفا وصمیمیت خانوادگی استحکام بیشتری می یابد .

۳ – محبت و صمیمیت دوجانبه

انسان ها تشنه محبت و مهر هستند ف برخی از روانشناسان می گویند : درست است که ارضای جنسی و علاقه به بقای نسل در زندگی مشترک مؤثر است ولی نباید غفلت کرد که گاه فردی ازدواج می کند تا مهر و محبتی را جایگزین محبت دیگری نماید . این عده معتقدند که عطش مهر و محبت انسان ها رابه ازدواج وادار می سازد . بدیهی است که این مهر و محبت هر قدر خالصانه تر باشد تجلیات وحدت و یگانگی پرفروغ تر و ملکوتی تر خواهد بود .

روی این اصل زن ومرد باید طوری زندگی مشترک را پی ریزی کنند که به یکدیگر علاقه مند باشند .بدیهی است که در این صورت هیچ عاملی از فقر و بیماری و غیره نمی تواند در کانون استوار خانوادگی آنان خللی وارد سازد .

بررسی های آماری این واقعیت را آشکار می کند که برخی از افرادی که به اعمال منافی عفت آلوده می شوند جزوء کسانی هستند که در محیط خانوادگی خود هیچ گونه نشانه ای از مهر ومحبت ندیده اند . این عده به عنوان اصل جبرانی سعی می کنند در خارج از خانه فردی را یابند که به آنان مهر ومحبت بورزند .

در بررسی ها جوامع آماری حاکی از اینکه طلاق در روستاها به مراتب کمتر از شهرهاست ، زیرا در محیط روستائی بین رن ومرد محبت وجود دارد و هر دو باصفا و صمیمیت باهم زندگی می کنند .

رسول خدا (ص) می فرمودند شماهرگز نمی توانید با مال وثروت مردم را به سوی خود جلب کنید لذا با گشاده روی و حسن خلق آنان را مجذوب خود گردانید .

علی (ع) می فرمود:« التودّد نصف العقل » مهرورزنیمی از خرد و عقل است . باید بدانیم که هیچ چیزی به اندازه محبت انسانها را دگرگون نمی سازد . لذا در مواردی که بین زن و مرد اختلافاتی به وجود می آید به جای قهر کردن ها و بی اعتناییها باید بکوشند به خاطر خدا انسانیت برخورداری محبت آمیز داشته باشند . دفتر زندگی با عشق و محبت آغاز شد و جلوه های گوناگون جمال و کمال در کل هستی پدید آمد . انسانها هم جزئی از نظام کل هستی هستند با عشق متولد می شوند و با دلدادگی به تلاش و کوشش می پردازند و در آخرین لحظات زندگی سرشار و لبریز از عشق و دلدادگی چون حباب ها به اقیانوس هستی و ابدیت می پیوندند پس آغاز و سرانجام هستی از مهر و محبت آکنده است .

۴ – حفظ شخصیت زن ومرد

تمام افراد انسانی دارای ارزش و شخصیت هستند و هرگزهیچ انسانی نباید تحقیر گردد ، پروردگار متعال در قران به صورتهای گوناگون کرامت و شرافت انسان را بازگو کرده و در جائی می فرماید :

«لقد کرّمنا بنی آدم و حملنا هم فی البحر و رزقنا هم من الطیبات  و فضلناهم علی کثیراً ممن خلقنا تفضیلاً » فرزندان آدم را گرامی داشتیم و در خشکی و دریا برنشاندیم و از چیزهای پاکیزه روزی شان دادیم و آنان را بر بسیاری از آفریدگان خویش برتری بخشیدیم .

بدون تردید انسان ها نیازمند حفظ شخصیت خویش هستند و همه افراد دوست دارند رفتار و کردارشان مورد تأیید دیگران قرار گیرد ، زیرا تأیید شدن از سوی دیگران به آدمی جان تازه ای می بخشد .

تمامی وجودیت هر فرد وابسته به شخصیت اوست ، یعنی اگر فردی از نظر شخصیت لطمه ببیند همه هستی خود را از دست می دهد .

یکی از مسئئل زیربنائی و بسیار حساس که رعایت آن در زندگی خانوادگی لازم و ضروری به نظر می رسد حفظ شخصیت زن ومرد توسط یکدیگراست . زن ومرد به خاطر استحکام خانواده هر دو موظف هستند حرمت یکدیگر را حفظ کنند و هرگز رودرروی یکدیگر قرار نگیرند ، زیرا دشواریهای خانوادگی وقتی آغاز می گردد که زن و مرد در برابر یکدیگر ایستاده پرده حرمت ازمیان آنان برداشته شود . بدیهی است که این کار بسیار ظریف و دقیق است و هنرمندی و هوشمندی لازم دارد .

در زندگی خانوادگی نیز روابط بین زن و مرد باید به گونه ای تنظیم شود که ضمن وجود صمیمیت و صفا شخصیت طرفین حفظ گردد .

برایوصول به این هدف زن ومرد هردو موظف هستند از انجام هر گونه رفتاری که آنان را رودررو قرار می دهد به طور جدی اجتناب نمایند .

توجه به نکاتی از جمله ترک مراء و جدال و انتقادهای کوبنده کرد .

در سیره و رفتار پیامبر اکرم (ص) آمده است که آن حضرت سعی می کردند با دیگران ارتباطی محترمانه داشته باشند ، لذا آن حضرت افراد را با کینه صدا می زدند و اگر فردی کنیه نداشت برای او کینه تعیین می کردند .

بدین ترتیب ارتباط زن ومرد در محیط  خانوادگی نیز باید ضمن برخوداری از صفا و صمیمیت توأم با احترام و حفظ شخصیت باشد . زن ومرد باید نام یکدیگر را با احترام بر زبان آورند و از به کار بردن کلماتی که دلالت بر تئهین و اهانت می کند جداً خودداری نمایند . یکی از نویسندگان می گوید : به خاطر داشته باشیم که نام یک شخص برای او شیرین ترین و مهمترین کلمه ها در کلیه زبانهاست .

۵ – تشکر زن و شوهر از عملکرد یکدیگر

در زندگی خانوادگی ، براساس تقسیم کار زن و مرد هر دوفعال هستند،یکی تز دستورهای اخلاقی اسلام اینست که هر فرد موظف است از عملکرد دیگران تشکر و سپاسگذاری کند و پروردگار متعال این عمل را به نوعی تشکر و امتنان از خود تلقی کرده است . بدیهی است وقتی از عملکرد فردی تشکر می کنیم ، در حقیقت او را به نوعی مورد تأیید خود قرار می دهیم .بنابراین با تشکر و امتنان زن ومرد از یکدیگر صمیمیت میان آن دو استوارترمی گردد ، متأسفانه در برخی از خانواده ها به جای تشکر و امتنان خرده گیری و انتقادهای تحقیرکننده بین زن ومرد حکمفرماست . در این گونه خانواده ها اگر صفا و صمیمیتی هم بین زن ومرد وجود داشته باشد به مرور زمان کمرنگ می شود و پس از گذشت مدت زمانی به کینه توزی و دشمنی تبدیل خواهد شد .

زنان و شوهران باید توجه داشته باشند که کوچکترین کلمه ای که دال بر تشکر و امتنان باشد بزرگترین و عمیق ترین آثار روانی را از خود به جای می گذارد .

این منطق غلط که هرکس باید وظیفه خودرا انجام دهد و نیازی به تشکر نیست امروزه در جامعه دیده می شود .

اگر چه هر کس باید وظیفه خود را انجام بدهد  ونیازی به امتنان و تشکر نداشته باشد ولی وظیفه دیگران ایجاب می کند که در برابر عملکرد افراد از آنان قدردانی کنند . محتوای برخی از روایات حاکی ازاین واقعیت است که هرگاه از عملکرد دیگران تشکر نکنیک شکرخداوند متعال را نیز به جای نیاورده ایم ؛« من لم یشکرالمخلوق لم یشکر الخالق »

0 دیدگاه ارسال شده است

نظر خود را با ما در میان بگذارید