قرآن ناطق(عج)
368473_669

92 - پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ، چرا و چگونه ؟

نویسنده : مهندس حسین رأفتی

اهداف و استراتژی ایران برای دفاع مقدس در مقابل صدام چه باید می بود ؟ قبول قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل ( 598 ) ما را به اهداف مان میرساند یا خیر ؟

پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ، چرا و چگونه ؟
١- هدف ما از دفاع مقدس چه بود ؟
جنگ باید به چه چیزى ختم میشد ؟
در رابطه با جنگ تحمیلى عراق علیه ایران ، و اینکه راه خلاصى از آن چه بود ،
با توجه به واقعیات صحنه بین الملل ، و هجمه همه جانبه آمریکا و غرب و فشارهاى شوروى و اقمارش علیه موجودیت انقلاب اسلامى ،
تحلیل سختى نیست.

شرق و غرب ، با اتفاق عراق را تجهیز کرده و صدام را غیر مستقیم و طراحى شده به جنگ با ایران کشاندند.
عرب مرتجع منطقه هم براى کمک به عراق بر علیه ایران ، تردیدى نکرد.
بیش از هشتاد میلیارد دلار کمک نقدى مستقیم و رسمى و بلاعوض ، یکى از خدمات این کشورها به صدام بود.

از مهمترین راههاى کمک شرق و غرب به صدام ، کانال هاى غیر رسمى و نهادهاى حقوقى رسمى بین المللى ،
و نیز رسانه هاى مسلط بر عالم بود.
از صدها طریق ، تلاش براى تضعیف و تخریب و اشغال و نابودى مادى و انسانى ایران را داشتند.
عراق و صدام ، برایشان فقط یک بازیچه و ابزار دست بود.

انواع کمک هاى مالى و تسلیحاتى و لجستیکى و فنى و مستشارى و اطلاعاتى و صنعتى و کشاورزى را به عراق مى دادند ، تا متمرکز بر #تخریب ایران باشد.

و از آن طرف ، همیشه ادعاى صلح طلبى و انجام آتش بس را داشتند.

وقتى بر هجوم وحشیانه شروع جنگ هیچ عکس العملى نداشتند ، بر عدم نقض آتش بس و حمله غافلگیرانه بعدى صدام ، چه ضمانت حقیقى وجود داشت ؟

فقط فریب بود. و هدف ، هتک حیثیت ایران و اثبات دروغین جنگ طلب بودن ایران و منزوى کردن ایران بود.
و برافراشته بودن همزمان شمشیر بران و اماده و غیر قابل کنترل صدام.

ادامه این بحث ، که هدف و استراتژى ایران در این دفاع مظلومانه چه بود ؟

تقریبا همه معتقد بودند که دنیا مردم ایران را شناخته ، که على رغم فشارها و محدودیت ها ،
از حق خود و دفاع در برابر متجاوز ، کوتاه نمى آید.
لذا ایران به دنبال یک عملیات موفقیت آمیز ویژه ، با پیشروى هاى قابل توجه در خاک عراق بود ،
تا بتواند شرایط آتش بس مناسبى با تضامین مناسب و تامین امنیت آینده بهترى را بدست آورد.
اراده کشورها و قدرتهاى شرقى و غربى ، بر خلاف این تصمیم ایران بود. و به هیچ وجه و به هر قیمتى حاضر به این امر نبوده و مانع از پیروزى چشمگیر ایران مى شدند.
هر جنایتى را حاضر به ارتکاب بودند، چه توسط ارتش عراق ، و چه مستقیم توسط خودشان و عواملشان.
به خوبى به یاد دارم سخنرانى فرانسوا میتران را که رسما گفت ، این جنگ نباید پیروز داشته باشد.
و تا هر کارى ، پاى این جمله بودند.
٢- فرمولهاى امام راحل ره ، فرمولهاى عقلى و شرعى است.
مقاومت براى دفع شر متجاوز ،
و نه آتش بسى که هیچ تضمینى به هیچیک از بندهایش وجود نداشته باشد. و قابل اعتماد کلا نباشد.
مطلبى که آقاى هاشمى به آن رسیده بود ، این بود که با توجه به جمیع جهات داخلى و خارجى ، امکان تحقق برنامه فوق را نداریم و تنها به یک جنگ #فرسایشى ادامه مى دهیم ،
که طرف مقابل را مدام شارژ مى کنند ،
و ایران را مدام تضعیف و تخریب مى کنند.
اگر آن برنامه ، شدنى نیست ، چاره چیست ؟
اسلام که بن بست ندارد.
با تبیین دقیق تر موضوع و شرایط موجود ، حکم و پاسخ دین ، متفاوت مى شود.
اگر براى رسیدن به برنامه اول ادامه مى دادیم ( و تحقق نمى یافت ) ، چه میشد ؟
– اهداف پیاده سازى اقتصاد و سیاست اسلام ناب و ارائه توسعه و پیشرفت و عدالت و رفاه را از دست مى دادیم.

هدف نظام سلطه که کشور الگو نشویم ، محقق میشد.
– فرصت و رسالت صدور پیام اسلام ناب به مردم دنیا را از دست مى دادیم.
یعنى با شرایطى که ایجاد کرده بودند ، تمام اهداف انقلاب ، تضعیف ، محصور و مدفون میشد.
لذاست که وقتى راه جدید را انتخاب کردیم ، از خود دولت خبیث عراق و سایر دشمنان اسلام ، بشدت یکه خوردند و به هم ریختند.
راه دوم ، براى این شرایط دومى چیست ؟

گزیده‌ای از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای :
* کاسه‌ی شهد و شیرینی به جای کاسه‌ی زهر…
هر کسی در این ایام، اظهارات مخالفان ما را در دنیا گوش کرده یا خوانده باشد، می‌فهمد که دشمنان نظام ما، چه‌طور از عزت امروز جمهوری اسلامی، از ته دل ناراحتند .
پیروزی ملت ایران، به کام اینها تلخ آمد.
خدای متعال، همه‌ی کارها را با حساب انجام می‌دهد.
یک روز بنده‌ی صالح خدا، آن انسان بزرگ و مخلص که هیچ‌چیز را برای خودش نمی‌خواست و همه‌ی کارها را برای خدا می‌کرد و همه چیز را برای او می‌خواست، در قضیه‌ی قطعنامه گفت:
کاسه‌ی زهر را نوشیدم.
این تلخی را او تحمل کرد؛ ولی خدای متعال به آن بنده‌ی صالح عوض داد
و هنوز دو سال و اندی نگذشته کاسه‌ی شهد و شیرینی پیروزی را به ملتش چشاند
و کامشان را شیرین کرد.
آن فداکاری ، این ثمره را داشت.
«اللهم ما بنا من نعمه فمنک لا اله الا انت». همه چیز متعلق به او و به اراده‌ی اوست.
۱۱/۰۷/۱۳۶۹
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7407

همانطور که در مقاله چهارده سایت توضیح دادیم ، نوشیدن جام زهر ، یک کار فوق تصور بشر ، و فداکارى ، و از خودگذشتگى عظیم امام خمینى بود.
در اینجا ، تعبیر و تفسیر رهبرى از جام زهر ، همین ترجمه است.
و نه تحریفات و توهین هایى که به امام عزیزمان نسبت مى دهند. ( نوشاندن …)

دو مطلب دیگر در این بیانات هست که دقت مى خواهد :
یکى عصبانیت و به هم ریختن دشمنان اسلام از تصمیم امام براى قطعنامه ،
و دوم ، نتایج بسیار گسترده اى بود که آن حرکت بموقع ، براى کشور آورد.
از همان آدرس سایت رهبری :
می‌بینید آنچه که امام می‌کند در دلها جا باز می‌کند
این مردمی که هشت سال گفته بودند جنگ جنگ، امام عزیزمان آن وقتی که مصلحت دانست قطعنامه را قبول کرد ، گفت نه ، آتش‌بس،
ملاحظه نکرد که حالا من هفته‌ی قبل یا ده روز قبل یا یک ماه قبل، خود من چی گفتم .
نه تکلیف این است مصلحت اسلام این است،
کی چه خواهد گفت برای امام مطرح نیست
و چون برای خدا کار می‌کند ، خدا هم برای او همه‌ی مقدمات را فراهم می‌آورد،
«من کان لله کان الله له»
دلهای مردم مجذوب سخن امام می‌شود
همان مردمی که تا دیروز شعار می‌دادند به جنگ جنگ ، آنچنان صداقت و صراحت و خلوص امام در دلهای آنها کارگر می‌شود که آنها بر می‌گردند راهپیمایی می‌کنند شعار می‌دهند که نخیر امروز باید آتش‌بس باشد؛
این نشانه‌ی خلوص است.
بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱۱/۰۱/۱۳۶۸
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7407

این قطعنامه که زیر فشار سهمگین رزمندگان اسلام بر پیکر دشمن صادر شد،
سندی است که شعار دفاع مقدس ما در آن تأمین گردیده بود
و اجرای کامل آن، دشمن را به شکست قطعی می‌رسانید
و لذا هرگز جمهوری اسلامی آن را رد نکرد.
آنچه برای ایران اسلامی مطرح و موجب عدم شتاب در قبول آن می‌شد، اصرار بر تنبیه متجاوز به قدر کافی در میدانهای نبرد

و نیز بی اعتمادی در اجرای میثاقهای بین‌المللی توسط قدرتهای بزرگ بود.
از صدور قطعنامه تا قبول رسمی آن از سوی جمهوری اسلامی، دنیا شاهد سنگینترین ضربات نیروهای اسلام بر دشمن
و فتوحات بزرگ رزمندگان ما بر دشمن در جبهه‌های جنگ از سویی
و فشارهای همه جانبه از سوی حامیان رژیم عراق علیه ایران اسلامی از سوی دیگر بود.
حصر اقتصادی، حمله به تأسیسات ما در خلیج فارس
و تمرکز بی‌سابقه‌ی نیروهای نظامی امریکا و ناتو در اطراف مرزهای آبی و هوایی
و حتّی تجاوز به آنها،
بخشی از این فشارها بود؛
به طوری که تقریباً هیچ فشار ممکن باقی نماند، مگر آن‌که بر ملت ایران وارد شد
و رژیم امریکا تقریباً به‌طور مستقیم وارد صحنه شد.
تهدیدها، بمبارانهای وسیع شیمیایی
و جنایت حمله به شهرها و هواپیمای مسافربری و کشتی غیرنظامی
و اثبات این‌که استکبار در حمایت از عراق آمادگی برای دست یازیدن به هر جنایتی دارد،
بخشی از حوادث این دوران است
و جا دارد در موقع مقتضی، این حقایق هشداردهنده برای ملت ایران شکافته و بر ملا گردد.
قبول قطعنامه‌ی ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی و رهبر عظیم‌الشّأن فقید آن، توطئه‌ی وسیع دشمن را بار دیگر با هدایت الهی به خود او برگرداند
و دشمن را که تحت شعار صلح طلبی، به هر جنایتی دست می‌زد، خلع شعار کرد.
شاید مشیت الهی بر این بود که با قبول قطعنامه، حقانیت جمهوری اسلامی بیش از پیش در جهان آشکار شود و ملت ایران به هدفهای اساسی خود در سطح بین المللی نزدیکتر گردد.
با این ابتکار جمهوری اسلامی، دشمن در دو راهی شکست قرار گرفت:
اگر اجرا شود، ایران اسلامی به خواسته‌های خود رسیده است .
و اگر اجرا نشود، داعیه‌ی همیشگی جمهوری اسلامی مبنی بر لزوم قطع ریشه‌ی تجاوز و رابطه‌ی میان تجاوزِ عراق و حاکمیت سلطه در جهان و این‌که رژیم عراق در ادعای صلح‌طلبی صداقت نداشته است، به اثبات می‌رسد .
و بی‌اعتمادی به قرارهای ساخته‌ی قدرتها که جمهوری اسلامی همواره مدعی آن بوده است،
در میان ملتها رایج خواهد شد و آنها را بر تکیه‌ی فقط به نیروی خویش، تشویق خواهد کرد.
پیام به مناسبت نهمین سالگرد جنگ تحمیلی ۳۰/۰۶/۱۳۶۸
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7407

این پیام رهبرى ، تقریبا عمده مقدمات و توضیحاتى که من مى خواستم ارائه بدم ، خوشبختانه داره.
لطفا با دقت مطالعه کنیم.
قسمت اول متن ، مطلب بسیار مهمى است که براى من اثباتش ، سخت بود ،
چون خلاف آن ، خیلى خیلى تبلیغ شده است ،
و براى اثبات اون ، مقدمات و استدلالهاى زیادى را باید ارائه مى دادم.
رهبرى ، کل هدف ما از دفاع مقدس را ، در پیاده سازى قطعنامه ، محقق مى دانند ،
فقط مشکل ، عدم صداقت طرف هاى ما بود.
خود این مطلب ، نکته بسیار مهم ، و جلوگیرى از انحرافات عمیق است.
روى بیانات رهبرى ، براى پاسخ به سوالاتتون ، حساب نکرده بودم.
استدلالهایى که اوردم ، چهره صورت سوال شرعى و عقلى و دینى بود ،
که در دو شرایط و مقدورات ، دو پاسخ متفاوت داشت.
بعد که از سایت رهبرى ، از سخنان ایشان گذاشتم ، تایید همان دیدگاهها بود.
کسانى که تحلیل هاى برعکس مى کنند ،
و سخن از رضایت و عدم رضایت امام خمینى مى گویند ، با الفباى تصمیم گیرى ها و رضایت امام ، بیگانه هستند.
فهرست نیازمندى هاى جبهه ها ، براى تحقق صورت سوال و برنامه اول ،
نشان دهنده عدم امکان تحقق شرایط اون برنامه بود.
این هوشمندى آقاى هاشمى بود ، که شرایط موجود را مستندسازى کردند ،
زیرا ، با تبیین شرایط واقعى داخلى و خارجى ، صورت سوال و موضوع حکم دینى عوض میشد.
همان امام راحل ، در متنى که گذاشتین ، مردم را از تحلیل هاى خلاف و معکوس و ضد دینى بر حذر مى دارند.
اما تغییر نظام در عراق ، چندین پیش شرط دینى و عقلى داشت ،
که خواست و استقبال و اقدام خود مردم عراق ، اولین شرط آن بود ،
ایران ، قصد و برنامه اشغال نداشت.
تنبیه متجاوز ، اگر به قیام داخلى مردم عراق منجر میشد ، شاید شرایط خوبى پیش میامد.
ولى ، اصل و اساس فرمول دینى دفاع پایدار و امنیت مطمئن مرزهاى اسلامى را ، هیچگاه از یاد نبرید.
لذا ، رهبرى بر این امر تصریح کردند ( من خودم احتمالا قبلا ندیده بودم و امشب خیلى برام جالب بود ، چون اثباتش راحت نبود و قبولش براى شما ، محال !) ،
که کل هدف ما از دفاع مقدس ، با قطعنامه ( به فرض محال اجرا ) محقق میشد.
سوال :
پس شما معتقدید که اون مشکلات داخلی به حق بوده و چون برای امام ره تا اون زمان اثبات نشده بوده همچنان قایل به ادامه جنگ بوده اند؟
کل سوال من همینه که آیا وجود همون مشکلات باعث شد که امام ره قطعنامه رو بپذیرند؟
یا مسایل خارجی هم دخیل بود؟
اگر دخیل بود چرا تا چند روز قبل خودشون بدون اطلاع از شرایط داخلی همچنان قایل به ادامه جنگ بودند؟
پاسخ :
در دیالوگى که دیشب از امام راحل گذاشتین ، عمق دینى تصمیم گیرى هاى ایشان را متوجه مى شویم.
هر سوالى در دین ، پاسخ خودش را دارد.
ما موظف به انجام تکلیف و وظیفه دینى خود هستیم.
این چیزى است که متاسفانه ، برخى تحلیل گران خودى ، از درکش عاجز هستند.
چیزى که نامش را “مشکلات” میذارین ، دقیقترش ، مجموعه شرایط داخلى و خارجى بود ،
که تحقق برنامه اول را محال نشان مى داد.
و امام عزیزمان ، این محال بودن را ، #احراز کرده ، و سپس به برنامه دوم عمل کردند.
انتساب این جمله که امام از اوضاع داخل بى اطلاع یا کم اطلاع بودند ، خطاى محض و بیراهه است.
از معجزات امام راحل ، دریافت اطلاعات از چندین کانال ، متعدد و متنوع بود ،
و جالب که هر یک از اون کانالها ، خودشون هم از وجود و شناخت کانالهاى موازى دیگر ، بى اطلاع بودند.
لذا ، دشمن که خیلى از بزرگان و خواص را در طول تاریخ ، کانالیزه و خنثى و حتى منحرف کرد ،
تا کنون از کانالیزه کردن چند شخصیت عاجز بوده است. یکى حضرت امام بود.
یکى رهبرى است.
و آقاى سیستانى هم اینطور به نظر مى رسند.
اینها ، از معجزات خدا ، و فرمول و سنت خدا در یارى یارى کنندگان دین خداست.
سوال :
پس تفاوت راه اول و دوم برای آن شرایط جنگ و اهداف و برنامه های دشنان در چیست ؟
پاسخ :
ببینید ، راه اول و دوم ، هر دو قبول قطعنامه است.
راه اول ، مشروط به داشتن یک برگ برنده ، به عنوان تضمین اجراى قطعنامه است.
زیرا یقین داشتیم که عراق و غرب ، عملا به قطعنامه عمل نخواهند کرد.
قطعنامه ، ابزار دست آنها ، براى اثبات جنگ طلب بودن ما ، غیر منطقى بودن ما ،
متجاوز بودن و قصد توسعه طلبى و اشغال و کشتار توسط ما و ….. بود.
خیلى شبیه به بازى سالهاى ٢٠٠١ تا ٢٠١٣ غرب علیه انقلاب اسلامى ، با ابزار تهمت تکنولوژی هسته ای .
اما اینکه خود مردم عراق ، اقدام کنند ، بحث دیگرى است.
راه دوم ، همان قبول قطعنامه بود ، ولى بدون تحقق پیروزى چشمگیر در داخل خاک عراق.
راه دوم ، ریسک هاى زیادى هم داشت. ولى انتخاب بین بد و بدتر بود.
وقتى شرایط تحصیل اون تضامین نیست ، اصل را از دست ندهیم.
در هر زمان ، مسئولین موظف به ارائه تحلیل از شرایط روز ، و پیش بینى ها از اوضاع آینده ایران و جهان ، به مافوق هستند.
هر زیر دستى ، موظف به ارائه اطلاعات و دیتاها و تحلیل اونها ، براى مافوق است.
این از دستورات قطعى دین ماست.
مدیر جامعه و مردم ، حقوق متقابلى دارند ، و حقى که مدیر بر زیردست دارد ، ارائه این اطلاعات و تحلیل هاست.
مدیر ، آنقدر باید در آنالیز قوى باشد ، که با دریافت صدها اطلاعات متناقض و تحلیل هاى متفاوت ، راه و تصمیم درست را کشف کند.
مکانیسم رهبرى و مدیریت در اسلام ، در کشف موضوعات و صورت سوالات ، و در سایر مکاتب عقل گرا ، جز این نیست.
سوال :
راه اول قبول قطعنامه نیست قطعا
این تحلیل رو از کجا برداشت کردید؟
به این سخنرانی دقت کنید تا ببینیم هدف امام ره از جنگ چی بوده؟
«هم اکنون که به مرز پیروزى مطلق رسیده‏ایم و قدمهاى آخرمان را برمى‏داریم، صداى ناآشناى صلح طلبى آن هم از کام ستمگران و جنگ افروزان به گوش‏ مى‏رسد و در جهان غوغا به راه انداخته و عزا و ماتم صلح طلبى برپا نموده است و مدافع آزادى و امنیت انسانها شده و براى خون جوانان و سرمایه‏هاى مادى و معنوى در کشور ایران و عراق مرثیه سرایى مى‏کند. راستى چه شده است استکبار جهانى و در رأس آن امریکا اینقدر طرفدار ملتها شده است و جنگ افروزان و آتش بیاران معرکه‏ها و جلادان قرن به شرف انسانیت و همزیستى مسالمت آمیز اعتقاد پیدا کرده‏اند و از عطش سیراب ناشدنى و خصلت خونخوارى خود که طبیعت فرهنگ سرمایه دارى و کمونیسم است، منصرف شده‏اند و شمشیرها و خنجرها و قداره‏هاى فرو رفته در قلب و جگر ملتها را به غلاف کشیده‏اند! آیا این حقیقت است یا فریب و آیا این همان جلوه‏هاى دیگر شبیخونها و بى‏انصافیهایى نیست که روزى سکوت را مصلحت خویش مى‏دید و امروز صلح طلبى را؟ آیا براستى از این طریق جهانخواران نمى‏خواهند از ضربه آخر ما جلوگیرى کنند و براى حفظ منافع خویش سیاست جنگ و صلح جهانى را به تصمیمات و فکرهاى پوسیده و شیطانى خود گره بزنند و عملًا جان و مال و مملکت و امنیت ملل عالم را به قبضه قدرت خود درآورند که به‏طور قطع و یقین، علت و فلسفه سماجت و اصرار جهانخواران در تحمیل صلح بر ملت ایران، نشأت گرفته از همین تفکر است. و از همه اینها که بگذریم این مسئله که چه کسى خواهان صلح واقعى است و چه کسى جنگ طلب است خود اولِ بحث ما است…
آیا واقعاً صدام از گذشته‏ها و کرده‏ها و تجاوزات و ظلمها و ستمهاى خود پشیمان شده است و اظهار ندامت مى‏کند و از خیانتى که به ملتها و کشورهاى اسلامى و در جهت تضعیف بنیه دفاعى ملل اسلامى نموده است عذر تقصیر مى‏خواهد؟ آیا صلح طلبى صدام از روى دلسوزى و تنبه و آگاهى او است و اصلًا با اینهمه جنایت و غارتگریها، براى صدام وجدان و شعور و عاطفه‏اى مى‏توان تصور کرد، یا اینکه این افعى زخم خورده به خاطر استیصال و درماندگى خود به طناب صلح طلبى چسبیده است؟ و عجبا که بعض مدعیان عقل و سیاست و دوراندیشى چگونه طرح مى‏دهند و با تحریفِ آیاتِ کتاب خدا و استناد به سنت پیامبر- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- مسیر عزت و کرامت‏ مسلمین را دیگرگون و مردم ما را از شرافت جهاد برحذر مى‏دارند، که خداوند را سپاس مى‏گزاریم که به ملت ایران آگاهى و رشد مرحمت فرموده است که نه تنها تحت تأثیر این القائات نرفته و نمى‏رود، بلکه این موضعگیریهاى ناشیانه و بچگانه را دلیل کمبود و ضعف مبانى فکرى و عقیدتى صاحبان این تحلیلها دانسته و به آن لبخند تمسخر مى‏زند.» (۶ مرداد ۱۳۶۶)
این بیانات امام به خوبی نشان میده که دیدگاه ایشون به قضیه صلح و پذیرش قطعنامه به فاصله چند روز پس از صدور قطعنامه چی بوده ، علاوه بر اون نشون میده که مسئله جنگ و ادامه اون در نظر ایشون از چه اهمیت بالایی برخوردار بوده
پاسخ :
این همان سوالى است که عرض کردم اثباتش براى من ، بسیار سخت و قبولش براى شما محال بود ،
ولى رهبرى ، صریحا همین مطلب را فرموده اند و پاسخ دادند .
ضمنا ، این سخنان حضرت امام ، حدود یک سال قبل از قبول قطعنامه است.
و نه چند روز پس از آن.
و این فرمایشات ، همان استدلال هایى را که عرض کرده بودم را اثبات مى کند.
پیام پذیرش قطعنامه توسط امام راحل ، در تاریخ بیست و نه تیر ١٣۶٧ است.
سوال :
عرض کردم شما تکیه میکنید بر روی صحبتهای سالها بعد از قبول قطعنامه ، در اینکه قطعنامه هم برای ما پیروزی داشت شکی نبود از اول هم ، صحبت های رهبری هم ناقض این نیست که راه اول راه غلطی بوده ، اول صحبت هام هم عرض کردم ما دو راه داشتیم در هر دو پیروزی بود به اشکال مختلف ، اگر راه دوم برامون مفید بوده دلیل نمیشه که بگیم راه اول برامون مضر بوده ، چرا که بارها امام ره قبل از قبول قطعنامه بارها بر جنگ و جهاد تاکید کرده اند و تنها پس از احراز مشکلات داخلی راه دوم رو انتخاب میکنند ….
و با مراجعه به صحبت های بعد امام ره در بین خانواده شهدا که به تحلیل های غلط اشاره میکنند و اون نقل قول سید احمد اقا مشخص میشه چندان مشکل خاصی هم نبوده و ما میتونستیم خیلی زودتر به اهدافمون در جنگ برسیم ، نه با پذیرش قطعنامه و …..
بحث من بر سر #مدت زمان این پیروزی نهایی هست
پاسخ :
این بیان رهبرى ، در زمینه اتفاقات و پیروزى هاى بعد از قطعنامه نیست.
خیلى مهم است.
لطفا دقت کنید ، در زمینه تامین شعارها و آرمانها و اهداف دفاع مقدس است.

0 دیدگاه ارسال شده است

نظر خود را با ما در میان بگذارید